شیرین عبادی:
در ایران آزادی بیان وجود دارد، اما آزادی پس از بیان وجود ندارد!
![]() |
![]() |
![]() |
شیرین عبادی:
در ایران آزادی بیان وجود دارد، اما آزادی پس از بیان وجود ندارد!
عباس عباسی نماینده بندرعباس: طرفداران خاتمی حشره هستند.
صبح امروز/ ۲۵ شهریور ۷۸
به ابو سعید ابوالخیر گفتند: پشه، گفت: پشه هم تویی، من هیچ نیستم.
پیامهای مردمی/ صبح امروز/ ۲۹ شهریور ۷۸
مدتی بود که بعضی از پیامهای مردمی روزنامه صبح امروز برایم مشکوک شده بود. آن پیامهایی که با عنوان "از خوانندگان صبح امروز" به چاپ می رسید. بخوانید و خودتان مقایسه کنید.
امروز از فکر و اندیشه آن آزادمرد محبوس در زندان جمود و کینه، هزاران "نوری" در آسمان این مرز و بوم می درخشد. آنها که نتوانستند با چشمان نزدیک بین خود این بارقه را دریابند، به فکر قلب بیمار خود باشند که مبادا سرنوشت این امت و این دین الهی را با حب دنیا و دوستی جاه و جلال و قدرت و یا کج فهمی به انحطاط کشانند..... .
صبح امروز/ ۶دی۷۸
امروز در غیاب آن آزادمرد که در زندان جمود تحجر به سر می برد هزاران نور روشنایی بخش در آسمان ایران درخشندگی پیدا کرده است. اگر عبدالله نوری برای این مملکت هیچ نکرده حداقل باعث و بانی تولد نور و گسترش روشنایی در کشور شده است که باید قدرش را دانست و به او افتخار کرد.
صبح امروز/ ۷دی۷۸
مورد دیگر این است که بعضی روزها در ستون صدای مردم روزنامه صبح امروز، پیامهای تکراری به فاصله چند پیام چاپ می شد. گاهی یک پیام در دو روز پیاپی تکرار می شد. مثل:
صبح امروز/ ۱۴دی۷۸: آقای هاشمی رفسنجانی نباید انتظار داشته باشد که در مقابل آن همه ناکامی های دوران مسئولیت ایشان مردم سکوت کنند و حتی روزنامه ها چیزی ننویسند.
محمد از تهران
صبح امروز/ ۱۵دی۷۸: همان پیام منتهی با مشخصات محمدی از تهران
۱) لطفا به آقای مصباح یزدی بفرمایید که ۲۰ سال پیش که ملت غیور ایران انقلاب کرد همه آنچه را که شما فرهنگ مبتذل غرب می نامید در اختیار داشت، اعم از کاباره، کازینو، دیسکوتک، روابط آزاد دختر و پسر و خلاصه همه آنچه که در غرب متداول و معمول است در اختیار داشت. ولی با این وجود فریاد برآورد "یا مرگ یا آزادی" و "مرگ بر استبداد." آیا این جوانان در برابر رژیم شاه خواهان آزادی جنسی بودند؟
سلام/۱۳تیر ۷۷
۲) مصباح گفته که مردم اختیار خودشون را هم ندارند چه برسد به تفویض حکومت! ما تا کی باید شاهد توهینهای ایشان به ملت و روزنامه نگاران باشیم؟
مشارکت: مردم اختیار خودشان را از آقای مصباح نمی گیرند که وی برای آنان تعیین تکلیف کند. ما آقای مصباح را ارجاع می دهیم که برای اطلاعات بیشتر به اندیشه های حضرت امام (ره) مراجعه کنند تا بدانند این مردمی که از نظر وی اختیار خودشان را ندارند، چگونه آقای مصباح و دیگران را از آن وضعیت بسته که حتی در حجره های خود هم آزادی بیان نداشتند، به روزی رسانده اند که تممامی رسانه های جمعی و امکانات مادی را برای تبلیغ در اختیار دارند ولی متأسفانه جز تخریب چهره اسلام کار دیگری نمی کنند.
مشارکت/۱۶فروردین۷۹
۳)از طرف تمام مردم ایران خواهش کنید از آقای مصباح که فعالیتهای قبل از انقلاب و در طول انقلاب خود را برای مردم توضیح دهد.
مشارکت: قبل از انقلاب عمده فعالیت قابل ذکر و مهم ایشان مخالفت با مرحوم شریعتی بود. در زمان جنگ هم فعالیتی شناخته شده از وی در دست نیست. اصولا ایشان از سال ۶۸ به بعد و در این سالهای آخر وارد میدان و صحنه شده است. نکته عجیب اینکه بحث شهادت در قبل از انقلاب مطرح بود آن هم از جانب مرحوم شریعتی. بحث رزمندگی هم در زمان جنگ بود که در هر دو مورد آقای مصباح یا مخالف بود یا سکوت کرده بود. حالا نمی دانیم چرا در شرایط کنونی، آقای مصباح به یاد این دو موضوع افتاده است.
مشارکت ۲۹فروردین۷۹
۴) این که امام(ره) فرموده اند: من به جمهوری اسلامی رأی میدهم نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر، آیا این سخن صحت دارد یا خیر؟ اگر صحت دارد پس چرا آقای مصباح یزدی فرمودند: قرار دادن هدفی به نام جمهوری در کنار اسلام نوعی شرک است. آیا این سخن آقای مصباح مخالف صریح با نظر امام(ره) نیست؟ اگر یکی از شخصیتهای دوم خردادی چنین اظهارنظری می کرد با او چه برخوردی می کردند؟
آفتاب یزد/ ۱۸بهمن۷۹
۵)آقای مصباح یزدی فرموده اند که امام چون می خواستند نفی سلطنت بکنند گفتند جمهوری. ضمن تشکر از آقای مصباح یزدی که بعد از بیست سال فرموده امام(ره) را برای ما معنا کردند خواستم از ایشان خواهش کنم اگر مقدور است این جمله امام را که فرموده اند: "مجلس در رأس امور است "و همچنین این فرمایش که "میزان رأی ملت است " را هم برای ما معنا بفرمایند.
آفتاب یزد /۳ اسفند۷۹
آزادی در عرصه اندیشه
منطق در عرصه گفتگو
قانون در عرصه عمل
در تمامی حکومت های فعلی دنیا- از جمله کشورهای به اصطلاح آزاد و مهد دموکراسی- جایگاه و مسئولیتی وجود دارد که به مراتب از ولایت فقیه اختیاراتش بیشتر است. به عنوان نمونه در آمریکا که قبله برخی از مبلغان ضد ولایت فقیه می باشد، رئیس جمهور دارای اختیارات ویژه ای، از جمله حق وتوی قوانین مجلس است. در سال ۲۰۰۰ میلادی قرار بود طرح محکوم کردن دولت عثمانی به خاطر سرکوبی ارامنه در کنگره آمریکا مطرح شود. این طرح در دستور کار کنگره قرار گرفت و بنا بود ساعت ۸ صبح مذاکرات شروع شود ولی چند دقیقه قبل از شروع، نامه ای از کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا به رئیس کنگره رسید که نوشته شده بود ما در ترکیه منافعی داریم که مطرح شدن این طرح به آن ضرر می زند. از این رو مؤکدا می خواهم که آن را از دستور جلسه امروز خارج سازید. رئیس و نمایندگان کنگره نیز بدون کوچکترین اعتراضی این کار را کردند و به موضوع دیگری پرداختند.
از سوی دیگر اگر مستندات فقهی و روایت هایی که در زمینه ولایت فقیه آمده است را نیز نادیده بگیریم، عقل سلیم وجود فردی را در اداره حکومت لازم می داند، که تصمیم نهایی را به ویژه در امور مهم و شرایط حساس اتخاذ کند. با این وجود آیا بهتر نیست این فرد عادل، مدیر، مدبر، شجاع، فقیه و آشنا به احکام اسلام باشد؟ یعنی فقیه جامع الشرایط که ما به عنوان ولی فقیه او را می شناسیم. برخی با مغالطه کاری می گویند معنای ولایت فقیه این است که او هر چه می خواهد دستور می دهد و دیگران مجبور به اطاعت هستند و بعد نتیجه گیری می کنند که این دیکتاتوری است. باید بدانیم که وقتی خداوند به ولی فقیه حق می دهد که اوامر ولایی صادر کند و وظیفه مردم را اطاعت می داند، معنایش این نیست که فقیه بتواند برای منافع شخصی یا گروهی یا حزبی دستوری صادر کند. آنجایی که ولی فقیه طبق احکام خدا و مصالح انسان ها در چارچوب ارزش های الهی امر و نهی می کند، اطاعتش واجب است، در غیر این صورت نه تنها اطاعتش واجب نیست بلکه معصیت است و باعث عزل او می شود.
در هیچ کدام از نظام های موجود، حاکم به محض کوچک ترین تخلفی از ادامه حکومت ساقط نمی شود، اما در نظام ولایت فقیه، با ارتکاب حتی یک گناه شخصی، ولی فقیه شرط تقوا و به تبع آن شرط ولایت فقیه را از دست می دهد. آیا با این شرایط باز می توان گفت ولایت فقیه دیکتاتوری است؟
"تالیران" یکی از زیرک ترین سیاستمداران فرصت طلب و مال اندوز تاریخ است. او در انقلاب کبیر فرانسه، نقش یک انقلابی معتقد را بازی کرد و بعدها با روی کار آمدن ناپلئون، انقلابی بودن را کنار گذاشت و وزیر امور خارجه او شد. وی بعد از برکناری ناپلئون، دوباره تغییر رنگ داد و با لویی هجدهم همراه شد. تالیران از هر کس و برای هر کار، رشوه می گرفت و زیباترین کاخ های فرانسه را می خرید. او در زمان ناپلئون، برای دولت اتریش و روسیه نیز جاسوسی می کرد و پول می گرفت. برای این سیاست باز چیزی جز پول مهم نبود. از حرف های معروف او این است: برای من سکه های طلایی که بر آنها تصویر لویی شانزدهم یا ناپلئون ضرب شده باشد، از خود لویی و ناپلئون مهم تر است. زیرا لویی و ناپلئون رفتنی هستند اما سکه های طلا می مانند!
یک سیاستمدار و نویسنده آلمانی پس از مرگ تالیران درباره وی نوشت: دلم می خواست می توانستم این مرد را در اتاق خودم داشته باشم و او را مانند یک هواسنج بر دیوار آویزان کنم. در آن صورت بی آن که احتیاج باشد هر روز روزنامه ها را بخوانم یا پنجره ها را باز کنم می توانستم بفهمم که هوای دنیا چگونه است، باد از کدام طرف می وزد و منافع شخصی من حکم می کند که به کدام سو متمایل شوم!
۱) از اعضای انصار حزب الله هستم. می خواستم به اطلاعتان برسانم اگر سران جناح چپ خودشان را اصلاح کنند و دنباله رو و پیرو ولایت فقیه باشند، ما دست از خشونت برمی داریم. اما اگر روش های تفرقه افکنانه شما ادامه پیدا کند، به بدترین وجه جوابتان را می دهیم. دست از توطئه و تئوری های غلط خود بردارید تا ما دست از خشونت برداریم. چون ترسی از کسی ندارم، شماره تلفن خودم را هم در اختیارتان می گذارم تا اگر خواستید با من تماس بگیرید. (شماره تلفن در دفتر روزنامه محفوظ است.)
رضا احمدی از تهران
صبح امروز ش ۸۶(۲۲/۱/۷۸)
ادامه مطلب ...آپارتاید: دو گاو دارید، شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید، ولی شیر گاو سفید را نمیدوشید.
آنارشیسم: دو گاو دارید، گاوها شما را میکشند و همدیگر را میدوشند.
ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج میکنید، همسر شما آنها را میدوشد.
دموکراسی: دو گاو دارید، برای ثبت نام آنها ۱۷ فرم را در ٣ نسخه پر میکنید، اما وقت ندارید آنها را بدوشید.
دولت مرفه: دو گاو دارید، آنها را میدوشید و بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنوشند.
ریالیسم: دو گاو دارید، ازدواج میکنید، اما هنوز هم خودتان آنها را میدوشید.
سادیسم: دو گاو دارید، به هردوی آنها تیراندازی میکنید و خود را در میان شیرها میاندازید.
سازمان ملل: دو گاو دارید، فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو میکند، آمریکا و بریتانیا گاوها را
از شیر دادن به شما وتو میکنند، نیوزیلند رأی ممتنع میدهد.
سوسیالیسم: دو گاو دارید، یکی را نگه میدارید و دیگری را به همسایه خود میدهید.
عقل سلیم: دو گاو ماده دارید، هردو را میفروشید و به جای آنها یک گاو نر میخرید.
فاشیسم: دو گاو دارید، شیر را به دولت میدهید و دولت آن را به خود شما میفروشد.
کاپیتالیسم:دو گاو دارید، شیر هردوی آنها را میدوشیدو برزمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.
ماهنامه موفقیت ش ۵۸