مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

عباس عباسی نماینده بندرعباس: طرفداران خاتمی حشره هستند.

صبح امروز/ ۲۵ شهریور ۷۸

 

 

به ابو سعید ابوالخیر گفتند: پشه، گفت: پشه هم تویی، من هیچ نیستم.

پیامهای مردمی/ صبح امروز/ ۲۹ شهریور ۷۸

 مدتی بود که بعضی از پیامهای مردمی روزنامه صبح امروز برایم مشکوک شده بود. آن پیامهایی که با عنوان "از خوانندگان صبح امروز" به چاپ می رسید. بخوانید و خودتان مقایسه کنید.

امروز از فکر و اندیشه آن آزادمرد محبوس در زندان جمود و کینه، هزاران "نوری" در آسمان این مرز و بوم می درخشد. آنها که نتوانستند با چشمان نزدیک بین خود این بارقه را دریابند، به فکر قلب بیمار خود باشند که مبادا سرنوشت این امت و این دین الهی را با حب دنیا و دوستی جاه و جلال و قدرت و یا کج فهمی به انحطاط کشانند..... .
                         صبح امروز/ ۶دی۷۸

امروز در غیاب آن آزادمرد که در زندان جمود تحجر به سر می برد هزاران نور روشنایی بخش در آسمان ایران درخشندگی پیدا کرده است. اگر عبدالله نوری برای این مملکت هیچ نکرده حداقل باعث و بانی تولد نور و گسترش روشنایی در کشور شده است که باید قدرش را دانست و به او افتخار کرد.
                      صبح امروز/ ۷دی۷۸

مورد دیگر این است که بعضی روزها در ستون صدای مردم روزنامه صبح امروز، پیامهای تکراری به فاصله چند پیام چاپ می شد. گاهی یک پیام در دو روز پیاپی تکرار می شد. مثل:
صبح امروز/ ۱۴دی۷۸: آقای هاشمی رفسنجانی نباید انتظار داشته باشد که در مقابل آن همه ناکامی های دوران مسئولیت ایشان مردم سکوت کنند و حتی روزنامه ها چیزی ننویسند.
محمد از تهران

صبح امروز/ ۱۵دی۷۸: همان پیام منتهی با مشخصات محمدی از تهران

۱) لطفا به آقای مصباح یزدی بفرمایید که ۲۰ سال پیش که ملت غیور ایران انقلاب کرد همه آنچه را که شما فرهنگ مبتذل غرب می نامید در اختیار داشت، اعم از کاباره، کازینو، دیسکوتک، روابط آزاد دختر و پسر و خلاصه همه آنچه که در غرب متداول و معمول است در اختیار داشت. ولی با این وجود فریاد برآورد "یا مرگ یا آزادی" و "مرگ بر استبداد." آیا این جوانان در برابر رژیم شاه خواهان آزادی جنسی بودند؟

سلام/۱۳تیر ۷۷

 

۲) مصباح گفته که مردم اختیار خودشون را هم ندارند چه برسد به تفویض حکومت! ما تا کی باید شاهد توهینهای ایشان به ملت و روزنامه نگاران باشیم؟

مشارکت: مردم اختیار خودشان را از آقای مصباح نمی گیرند که وی برای آنان تعیین تکلیف کند. ما آقای مصباح را ارجاع می دهیم که برای اطلاعات بیشتر به اندیشه های حضرت امام (ره) مراجعه کنند تا بدانند این مردمی که از نظر وی اختیار خودشان را ندارند، چگونه آقای مصباح و دیگران را از آن وضعیت بسته که حتی در حجره های خود هم آزادی بیان نداشتند، به روزی رسانده اند که تممامی رسانه های جمعی و امکانات مادی را برای تبلیغ در اختیار دارند ولی متأسفانه جز تخریب چهره اسلام کار دیگری نمی کنند.

 

مشارکت/۱۶فروردین۷۹

 

۳)از طرف تمام مردم ایران خواهش کنید از آقای مصباح که فعالیتهای قبل از انقلاب و در طول انقلاب خود را برای مردم توضیح دهد.

مشارکت: قبل از انقلاب عمده فعالیت قابل ذکر و مهم ایشان مخالفت با مرحوم شریعتی بود. در زمان جنگ هم فعالیتی شناخته شده از وی در دست نیست. اصولا ایشان از سال ۶۸ به بعد و در این سالهای آخر وارد میدان و صحنه شده است. نکته عجیب اینکه بحث شهادت در قبل از انقلاب مطرح بود آن هم از جانب مرحوم شریعتی. بحث رزمندگی هم در زمان جنگ بود که در هر دو مورد آقای مصباح یا مخالف بود یا سکوت کرده بود. حالا نمی دانیم چرا در شرایط کنونی، آقای مصباح به یاد این دو موضوع افتاده است.

مشارکت ۲۹فروردین۷۹

 

۴) این که امام(ره) فرموده اند: من به جمهوری اسلامی رأی میدهم نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر، آیا این سخن صحت دارد یا خیر؟ اگر صحت دارد پس چرا آقای مصباح یزدی فرمودند: قرار دادن هدفی به نام جمهوری در کنار اسلام نوعی شرک است. آیا این سخن آقای مصباح مخالف صریح با نظر امام(ره) نیست؟ اگر یکی از شخصیتهای دوم خردادی چنین اظهارنظری می کرد با او چه برخوردی می کردند؟

 

آفتاب یزد/ ۱۸بهمن۷۹

 

۵)آقای مصباح یزدی فرموده اند که امام چون می خواستند نفی سلطنت بکنند گفتند جمهوری. ضمن تشکر از آقای مصباح یزدی که بعد از بیست سال فرموده امام(ره) را برای ما معنا کردند خواستم از ایشان خواهش کنم اگر مقدور است این جمله امام را که فرموده اند: "مجلس در رأس امور است  "و همچنین این فرمایش که "میزان رأی ملت است " را هم برای ما معنا بفرمایند.

آفتاب یزد /۳ اسفند۷۹

۱) از اعضای انصار حزب الله هستم. می خواستم به اطلاعتان برسانم اگر سران جناح چپ خودشان را اصلاح کنند و دنباله رو و پیرو ولایت فقیه باشند، ما دست از خشونت برمی داریم. اما اگر روش های تفرقه افکنانه شما ادامه پیدا کند، به بدترین وجه جوابتان را می دهیم. دست از توطئه و تئوری های غلط خود بردارید تا ما دست از خشونت برداریم. چون ترسی از کسی ندارم، شماره تلفن خودم را هم در اختیارتان می گذارم تا اگر خواستید با من  تماس بگیرید. (شماره تلفن در دفتر روزنامه محفوظ است.)                                                

                                                        رضا احمدی از تهران

                                                    صبح امروز ش ۸۶(۲۲/۱/۷۸)

ادامه مطلب ...

علی اکبر ناطق نوری با اشاره به اینکه شب انتخابات بر من مسلم شد که آقای خاتمی پیروز انتخابات است، افزود: آن شب در خواب دیدم در یک دریـای پرتـلاطم سوار قایقی هستم که کف ندارد. یک وقت دیدم دستم روی ساحل است و سه تا جوان آمدند گفتند مـادرت منتظرت است. خدمت مـادرم رسیدم دیدم به حالت انتـظار ایستاده و گریه می کند. گفتم مـادر حاج آقـا کجاست؟ گفت نمـاز می خواند. من هم رفتم اقتـدا کردم و با پدرم نمـاز خواندم. فردا خواب را برای آقـای معزی گفتم. خنده ای کرد و گفت: بالأخـره معنـی اش ایـن است کـه رأی نمـی آوری. وی در ادامـه افـزود: هرچـه بـه انتـخابـات نزدیک تـر می شویم، جـو تبـلیـغاتـی سنگین تر می شود. می گفتند: اگر ناطق نوری بیاید، اسلام طالبان حاکـم می شود و به مردم فرصت ندادند فکر کنند این ناطق مگر همان ناطقی نیست که در زمان وزارت کشور با کسانی مـانند اکـبـر گنـجی که ریختند در خیابان ولـی عصـر و دختران مـردم را کتک زدنـد، به دستـور حضـرت امـام (ره) برخورد کرد؟ در حالی که کسی در آن فضا جرأت نمی کرد جلوی آنها را بگیرد. حالا مـا شدیم طالبان و این آقایی که آن روز زنان و دختران را کتک می زد، شده است آزادی خواه و اصلاح طلب.

آفتاب یزد ش ٣۰۷ (۲۹/۱۱/۷۹)

 

حوال: قابل ذکر است سردبیر روزنامه آفتاب یزد( سید مجتبی واحدی) در ستون" به قلم سردبیر "همان روز، در مطلبی با عنوان نقبی بر مصاحبه آقای ناطق نوری، خطاب به ناطق نوری می آورد: آنچه در مورد اکبر گنجی گفته اید، از مروتی که سالها در شما دیده ایم به دور است.

با شروع تابستان، فرصت را مغتنم شمردم و به سراغ آرشیو روزنامه هایم رفتم(سال ۷۵به بعد). هرچند آندره ژید می گوید: اصلا ژورنالیسم یعنی چیزی که امروز به درد می خورد ولی فردا به درد نمی خورد؛ با اینحال خواندن دوباره آنها مرا به حال و هوای آن روزها برد. یادمه سال سوم دبیرستان، دبیر معارفمان آقای ناهیدی که پدر شهید هم بود می گفت: کتابی را که الآن می خوانید اگر سال بعد دوباره بخوانید، چیزهای جدیدی از آن دستگیرتان می شود. من به درستی این حرف، بعد از مرور آرشیو روزنامه ها که بیش از یک ماه طول کشید، ایمان آوردم.(باشد که از مؤمنین باشم!)یکی از بخشهای جالب آن روزنامه ها، بخش پیامهای تلفنی و نامه های مردم بود که تعدادی از آنها را در این وبلاگ خواهم آورد. مطالب دیگری نیز هست که به امید خدا به تدریج پیش روی شما عزیزان قرار خواهد گرفت. امیدوارم استفاده لازم را از آنها ببرید. 

پیامهای مردمی ۱

۱) همسر بنده سکته مغزی کرد و اورا به بیمارستان فیروزگر بردیم ولی متأسفانه در آنجا عوض اینکه به بیمار که در حال مرگ بود برسند، استاد برای دانشجویان کلاس آموزشی گذاشته بود و علت سکته مریض ما را به آنها توضیح می داد. جمشیدی             روزنامه پیام دانشجو ش ۵۶  (۲۵/۲/۷۵)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲) چرا شما اینقدر به رپ بودن کسی اهمیت می دهید؟ بنده یکی از طرفداران پروپاقرص نیو نازی هستم. به حدی به این مساله اهمیت می دهم که حتی تبلیغاتی هم که برای رواج آن انجام دادم، خیلی مؤثر بوده است. بی پرده بگویم که از مرگ افراد (هر کسی که می خواهد باشد) و دیدن جنازه خیلی لذت می برم. حتی مقداری از پول تو جیبی ام را برای رفتن به سردخانه ها و مرده شور خانه ها اختصاص داده ام و در اتاقم تعداد زیادی عکس جنازه وجود دارد. به قول هیتلر:" هیچ معلولی حق زندگی کردن در جامعه را ندارد و باید سوزانده شود" که من کاملا با ایشان هم عقیده هستم. چیزهایی که نوشتم یک عقیده شخصی است و هر کس هم دوست داشته باشد می تواند در این باره اظهار نظر کند.

ش.ر.س 19 ساله همدان روزنامه امید جوان ش ۴۲  (۲۹/۲/۷۶)

حوال: بهتر است ایشان به شغل مرده شویی رو کنند. خواندن داستان "مرده شور" از سری قصه های مجید هم می تواند برایشان راهگشا باشد!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳) چرا سیستم ارزی کشور به طور ثابت اصلاح نمی شود؟ چرا باید ارزش پول ما آنقدرپایین باشد که در کشوری مثل افغانستان که جزء کشورهای فقیر جهان است و با اینکه درگیر جنگ داخلی می باشد و سرمایه ای غیر از کمکهای کشورهای دیگر ندارد،یک افغانی(پول رایج آن) معادل ۱۰ ریال باشد؟

منتظران مهدی از مشهد پیام دانشجو ش ۵۴  (۱۱/۲/۷۵)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۴) سه سال پیش سفری به سوریه داشتم. کرایه تاکسی از مرقد حضرت زینب(س) به مرقد حضرت رقیه(س) ۵ لیر بود. امسال هم که رفتم باز هم همین مقدار بود. خواستم از متولیان اقتصاد کشور بپرسم چرا در سوریه که منابع مالی محدودی دارد، تورم سرسام آور نیست ولی در ایران با این همه امکانات و ثروتهای ملی تورم به روز است و دایم در حال ترقی است؟

یک ایرانی روزنامه صبح امروز ش ۲۱۵  (۲۵/۶/۷۸)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۵) چرا صدها میلیون دلار که از سوریه طلبلکار هستیم را اولا تقسیط کرده اند به ۱۰ سال، در ضمن آن را هم به صورت ساختن مدرسه و مسجد و امثال آن پذیرفته اند؟ آیا ما خودمان کم مشکل داریم؟ آیا جوانان ما کم مشکل دارند؟

یک خواننده از تهران صبح امروز ش ۲۷۱  (۲/۹/۷۸)